هفت و هشت ماهگی
من به صورت حرفه ای و ناگهانی به این خوبی نشستم:

مامان ببین باید این جوری ورزش کنی، دقت کن:

لالا دارم:

اینجا کجاست:

خواب تو ماشین:

مامانی منو برده پیش خاله قیچی. خاله قیچی چرا موهامو اینقدر زیاد کوتاه کردی؟؟؟؟؟

دستیار مامان:

کفشدوزک رنگین کمونی در پیک نیک:


این کفگیر ملاقه و بقیه وسایل آشپزخونه خیلی بهتر از اسباب بازینا نه؟؟؟

من عاشق میوه ام به خصوص هلو و...

خیار:

عشق هلو:


مامانی اگه یه کم دیگه غذامو دیر بیاری کل این دستمال کاغذیا رو می خورمااااااااا

چه قدر بلند شدن کیف داره

بدون شرح:



:آندیا خانم؟؟؟
:بعل......ه با من کار داشتین؟


چقدر بغل بابایی نرم و گرمه:

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


هفت و هشت ماهگی
